X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 آبان‌ماه سال 1382

دوستمان شمس الاسلام در ادامه مطالبش در باره معاویه (رض) سخنانی از مولوی محمد تقی عثمانی نقل کرده بودند که در آن نقدی بر مطالب مولانا سید ابوالاعلی مودودی در کتابش خلافت و ملوکیت به میان آمده بود.
باید بگویم مطالب امام مودودی هیچگاه به معنای توهین به شخصیت حضرت معاویه نیست اما مساله این است که روش اهل سنت در برخورد با بزرگان و اشتباهات آنان متاسفانه در ایران ناشناخته است؛ حتی میان خود اهل سنت. قصد ابوالاعلی مودودی تنها تحلیلی بود بر آنچه در آن برهه اتفاق افتاده است. بر هیچ کس پوشیده نیست که متاسفانه حوادث ناگواری در صدر اسلام رخ داد که با شهادت حضرت عثمان شروع و به فتنه خوارج و فتنه عبدالله ابن سبا و جنگ میان حضرت علی و معاویه و در پایان فاجعه کربلا انجامید. در این میان بالاخره باید این وقایع تفسیر منطقی بشوند. اگر ما این مسائل را برای مسلمانان شرح ندهیم دیگران حتما شرح خواهند داد. کما اینکه مستشرقین و فریب خورده ها این کار را کرده اند و اینگونه تاریخ اسلام را تاریخی سیاه و پر از زد و خورد و برادر کشی نشان داده اند.
امام مودودی با این تحلیل راه را بر تحلیل ها مغرضانه و غیر اصولی بستند.
در ثانی فراموش نکنیم که بر اساس عقیده اهل سنت هیچ کس جز شخص رسول الله معصوم نیست و بقیه اصحاب هر یک با وجود مقام شامخشان بالاخره انسان بودند و به همین دلیل اهل سنت و جماعت از مقدس نمودن هر شخصیتی اجتناب می کنند و در صورتی که اشتباهی از یکی از اصحاب یا شخصیتهای بزرگ رخ دهد بدون هیچ تردیدی آن را به عنوان یک اشتباه بشری محسوب می کنند.
در قضیه حضرت معاویه باید در نظر داشت که ایشان در جنگ با حضرت علی که خلیفه مورد اتفاق بودند دچار اشتباه شدند که البته فتنه شورشیان و سبائیان نیز در این امر دخیل بود. با مراجعه به تاریخ می توان مشاهده نمود جوی که در ان مقطع حاکم بود بسیار غبار آلود و مبهم می باشد به طوری که راه را برای اشباه هر کس باز می کند. (امیدوارم برای واضح شدن مسائلی که در آن برهه رخ داد مطلبی را از شیخ محمد ضیایی به زودی در اختیار دوستان قرار دهم تا آن موقع از سخن در باره آن مسائل خودداری می کننم)
مساله مهمی که امام مودودی به آن اشاره نمودند اشتباه حضرت معاویه در جانشین نمودن پسرش یزید به جای خود بود. این مساله که یزید چگونه انسانی بود جای خودش را دارد (اهل سنت در مورد یزید بر چند نظرند: گروهی او را فاسق می دانند و گروهی او را مومن اما نظر غالب در میان اهل سنت این است که او نه فاسق و کافر بوده و نه یک مومن کامل. در اینجا نظر شیخ الاسلام ابن تیمیه که نظر غالب اهل سنت می باشد را می آورم او می گوید بالاخره یزید در آزاد گذاشتن دست عبیدالله بن زیاد در به شهادت رساندن امام حسین بسیار خطاکار است و از طرف دیگر او راضی به شهادت رساندن حضرت حسین نبود و این عبیدالله و لشکریانش بودند که دست به چنین جنایتی زدند و یزید با شنیدن خبر شهادت امام حسین مدهوش و ناراحت شد به همین دلیل نظر اهل سنت در مورد او این است: نه او را دوست دارند و به او محبتی در دل دارند و نه به او لعنت می فرستند) مساله اصلی این است که با این اقدام خلافت به پادشاهی انحراف یافت و این باعث شد خلافت به پادشاهی موروثی در خاندان بنی امیه و سپس بنی عباس تبدیل شود که این خود ضربه بزرگی بود.
حال به نظر من بهتر این است که جناب مولانا محمد تقی عثمانی خود تحلیلی بر آن وقایع نمایند. من دوستان را تنها به خواندن کتاب خلافت و ملوکیت امام ابوالاعلی مودودی دعوت می کنم. البته این کتاب متاسفانه کمیاب است اما شاید در کتابخانه های بزرگ یافت شود.
در ضمن در آینده نزدیک  شرحی بر زندگی امام مودودی منتشر خواهیم نمود تا دوستان بیشتر با این شخصیت آشنا شوند.